سال 1392
اما سال 1392 صبح روز عید شما رفتی حمام ساعتای 12 بود من هم هنوز کار داشتم و شما هم نمی خوابیدی از شانس بد ما خلاصه بیدار موندی تا ساعت 2 ساعت 2 به بعد گرفتی خوابیدی تا ساعت 3 هر کاری کردم که موقع سال نو بیدارت کنم یا بیدارت نگه دارم نشد که نشد چون اگه اذیتت می کردم دیگه بد خواب میشدی و اصلا نمی خوابیدی و همش می خواستی گریه کنی ترجیح دادم که بیدارت نکنم همین که در کنار من و بابا بودی برامون بس بود شمارو روی مبل خوابونده بودم که پیشمون باشی سال نو هم که ساعت 14:31 بود قشنگترین سال نوی عمرم بود و به یاد موندنی میگن هر کسی موقع سال نو هر کاری کنه تا آخر سال همونه شما موقع سال نو خواب بودی ببینم چی...
نویسنده :
مامان رادینی
2:54



