11 مرداد و 24 رمضان 92
امروز هم پسر عسلم تا ساعت 1 خواب بود چون دیشبش دیر خوابیده امروز هم دیر از خواب بلند شد .
تا ساعت 4 بیدار بودی بعد از اون از بس کلافه بودی نمی خوابیدی وگریه میکردی تا به حال سابقه نداشته بود که پرس و جو که کردم گفتن احتمالا قند عسلی داره دندون در میاره
ای جوووووووووووووووونم
خلاصه ساعت 4 خوابیدی تا ساعت 7 شما و بابا جونی با هم خوابیدین. من هم توی این فاصله به کارای عقب افتادم رسیدم
بیدار که شدی رفتیم خونه ی مامان جونی افطاری و بعد از افطار هم رفتیم مهمونی و تا ساعت 1 هم بیرون بودیم باز هم
ساعت 1:30 رسیدیم خونه که شما تا ساعت 2 بیدار بودی و بعد از اینکه بهت غذات و دادم گرفتی خوابیدی
و 10 دقیقه پیش هم فکر کنم خواب بد دیده بودی یه دفعه از خواب پریدی و باز هم لالا کردی
امیدوارم که حسابی بهت خوش گذشته باشه توی این چند روز
حالا صبرکن هوا خنک بشه شبا همش میبرمت پارک الان از ترس گرمی هوا بیرون نمی تونیم بریم
خوابای قشنگ و دنباله دار ببینی عسل مامان
بوووووووووووووووووووووووووووس



11 مرداد و 24 رمضان 92
