رادین جونرادین جون، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

رادین عشق مامان وبابا

نازنین پسرم همین که تو را دارم بهترین هدیه ی, خدارو دارم

3 شهریور 92

1392/6/4 18:14
نویسنده : مامان رادینی
391 بازدید
اشتراک گذاری

قشنگ مامان از دیشب خونه ی مامان جون بودیم کار زیاد بود مجبور شدیم بمونیم 

امروز صبح هم مامان جون یه کار فوری داشت رفت قزوین و ما هم چون تنها بودیم و با شما پسر قشنگ نمی شدم کاری انجام داد به ناچار اومدیم خونه و از شانس بد روزگار کولر نداشتیم و از گرما داشتیم کلافه میشدیم ولی پنکه داشتیم که کارساز نبود خلاصه سر کردیم تا بابا اومد و به دادمون رسید و خدارو شکر خنکی برگشت به زندگیموننیشخند

امروز صبح زود از خواب بلند شدی و به خاطر همین ساعت 10 صبح دیگه خوابت میومد و خوابیدی تا 2 بعد از ظهر من مونده بودم و توی این گرما چه جوری خوابیده بودی خلاصه خوابیدی که نوش جونت هم باشه 

بعد از بیدار شدنت و کلی با هم بازی و تمرین کردیم 

تمرینه 4 دست و پا راه رفتن و خوب بود برای اولین بار 3 قدم برداشتی نیشخنددیگه داری بلند شدن و یاد میگیری چه فایده ولی باز خوبه اذیتت هم زیاد نمیکنم اگه دوست داشتی یاد میگیر ی اگه نه که خداروشکر داری دیگه کم کم بلند شدن و یاد میگیری اصلا نگران نیستم  عشق من 

بوووووووووووووووووووووووووووووووسماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)