رادین جونرادین جون، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

رادین عشق مامان وبابا

نازنین پسرم همین که تو را دارم بهترین هدیه ی, خدارو دارم

آتلیه ی 1 سالگی رادین در گذر زمان

1392/9/5 0:06
نویسنده : مامان رادینی
358 بازدید
اشتراک گذاری

امروز همونجوری که گفتم وقت آتلیه داشتیم از صبح که بیدار شدیم کارهامون

و کردیم تا ساعت 3 که مامان جونی اومد پیشمون و شما بعد از استحمام

خسته بودی و یک ساعت پیش مامان جون  خوابیدی که اون هم برای خودش

کلی بود برای آماده شدن به آتلیه خوب بود خستگیت و در کردی توی ماشین

 میخواستی بخوابی که بابا جونی نگذاشت گفت بد خواب میشی خلاصه تا

رسیدیم وقت خوبی بود و آتلیه خلوت بود و پریسا جون عکاس شما اومد و

عکساتون و انداخت با حوصله ولی شما تقریبا 10 تا عکس اول خوب بودی

بعدش دیگه همکاری نکردی و  حو است پرت بود یا زمانی که دکورو برات آماده

میکردن به هم می ریختی که من و ناراحت کردی خیییییییییییییلی چون یه

دونه از عکسات و نتونستن بندازن گریه

 

 

اصلا آخرش نفهمیدم چی شد از بس که نق زدی همش هم اشاره میدادی که

بریم بیرون اصلا نفهمیدم چه طوری عکسات و انتخاب کردم چند تا شد حالا

خوبه بابایی بود فردا قرار شد که با خاله جونی بریم اگه شما گریه کردی خاله

شمارو ببره بیرون تا من عکسای شمارو یک بار دیگه ببینم و انتخاب کنم

 

 

 

عکسات هم در درجه  اول خوب بودن چون دیدمشون حالا تا روش کار بشه و

نهاییش و ببینیم

ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان امیرعطا
5 آذر 92 1:19
ایشالله که عکسای گل پسری خوب میشن. رادین جون نازه حتما عکساشم مثل خودش خوردنی میشن.
مامان رادینی
پاسخ
ممنون خاله جونم شما خیلی لطف داری
fateme
6 آذر 92 0:41
باسلام من بعد از مدتها دوری یه کوچولو اومدم ای جانم تولد نی نی مون مبارک باشه ایشاالله صدسال زنه باشی آقا دوماد شی گل پسری بوس بوس مامان جونشم خوش وخرم باش ایشاالله
مامان رادینی
پاسخ
نترس عمو جوووووووووووووووووووون خوش اومدی خاله فاطیما جونم همه ی وجودمتوی این وبلاگ