شب قبل از تولد رادین 5 آذر
ماه پسرم امیدوارم تونسته باشه رضایتت و جلب کرده باشم 2 تا کار دیگه دارم
که یکیش فکر کنم فردا آماده بشه یه دونه دیگه 10 روز دیگه که بعدا اون و هم
بهت میگم اینا کارای تولد اینترنتی شما بود که توی فکرم بود که ثبتشون کنم
که خداروشکر خوب بوده
این کلیپ هم کلیپ علی اصغره که 2 تا از عکسای شما هم توش استفاده
شده در کنار نی نی های قشنگ دیگه که این هم یه توضیح کلی داره که بعد از
تولدت میگم . ای جووووووووووووووووونم
واما خاطراتمون
پارسال تقریبا این موقع ها یعنی این ساعت ها بود که پست آخرم و زدم و رفتم
لالا که هنوز هم هست
شب قبلش خواب نداشتم از بس تو فکر شما بودم اصلا هم ترس نداشتم ولی
یه کوچولو استرس داشتم چون تجربه ی اولم بود نمیدوستم که چی میشه و
از زبون هر کی هم که شنیده بودم هر کی یه چیزی میگفت به خاطر همین
نمیدوستم چی میشد
خلاصه از ساعت 6 بعد از ظهر قرار بود که هیچی نخورم اگر هم بشه سبک
باشه این و دکترم گفته بود فکر کن روز عاشورا اون همه نذری شله زرد حلیم
قیمه و خیلی چیزای دیگه که جلوی چشات باشه ولی نتونی بخوری این
بزرگترین شکنجه است
خلاصه تا ساعت 6 هر چی دوست داشتم خوردم
دیگه بعد از اون سبک بود
بسکوییت خرما شیر میوه اون هم از نوع سبک مثل خیار نارنگی و از این حرفا
اتاقی که قرار بود شما توش مستقر بشی وپر از بادکنک کردیم با خاله جونی و
بابا جونی و بقیه .که هر نی نی که اومد دیدنت یه دونه از اون بادکنک هارو
بهش بدیم خیلی قشنگ شده بود تا ساعت 7 خونه ی مامان جونی بودیم بعد
با بابا جونی رفتیم شام غریبان شمع روشن کردیم و رفتیم خونه که اگر کاری
مونده باشه انجام بدیم و برای صبح اماده باشیم ساعت 10 صبح وقتمون بود
باقیش مال فرداست
عجله نکن عجله نکن زنگ تفریح زنگ تفریح



شب قبل از تولد رادین 5 آذر
