همکاری رادین با مامان جونی
عسلکم ما هم چنان مشغولیم با مهمونای نازمون
مامان جونی هنوز اسباب هاش و نچیده و آشپزخونه که میگن قلب هر خونه است .آشپزخونه ی مامان جون نصفه است در اصل قلب خونه ی مامان جون شکسته
طول می کشه تا درست بشه و به هم وصل بشه این چینی شکسته 
به خاطر همین مامان جونی خونه ی ما هستن تا هر وقت هم که دوست داشته باشن قدمشون روی چشم ماست و بالای سر ما جا دارن
من و شما کمتر میریم اونجا برای کمک چون کمکی که از دستمون بر نمیاد جز اذیت و اینکه شما هم توی خونه راحت ترین با روروکت این ور و اون ور میری اسباب بازی هات دورو برت هستن و بازی میکنی خلاصه اینجا میمونیم و عوضش بابا جون میره کمک مامان جون
به خاطر همین قضیه من کمتر میام کلبه ی قشنگت از یه طر ف خاله جونی امتحان داره و اتاق و اختصاص دادیم به خاله نمی خوام با اینجا اومدنم موجب اذیتش بشم به خاطر همین موضوع باید من و ببخشی که دیر میام الان هم شما پیش خاله جونی خیلی ناز خوابیدی و من یه سر اومدم پیشت
دوستت دارم بهترینم 



همکاری رادین با مامان جونی
