وضعیت امن و آرام بعد از مراسم
پسر نازم دیگه در حال حاضر البته دیگه همه ی مراسما تموم شد و از امروز خونمون بودیم اینقدر شما خسته شده بودی که دیشب تا رسیدیم خونمون ساعت 11 بود سریع خوابیدی
خسته شده بودی دیگه همش توی شلوغی و سر و صدا و از این بغل به اون بغل رفتنت که این از همه بیشتر نی نی هارو آزار میده راستش و بخوای خودم هم ناراحت بودم که چرا پسر قشنگم توی این سر و صداهاست و همش هم اذیت میشدی چه از لحاظ خوراکت چه از لاظ استراحت و خوابیدنت از همه لحاظ دلم برات میسوخت ولی خدارو شکر که خونه ایم و امروز حسابی برای خودت ذوق میکردی و تا ظهر خوابیدی بعدش که بلند شدی و 2 ساعت بازی کردی و غذاتو خوردی و باز هم خوابیدی تا ساعت 4 معلوم بود که هنوز خسته ای قربوننت برم امروز مامان جون هم اینج بود و حسابی کمک حالم بود و تونستم کارهای عقب افتادم و انجام بدم
بابا جونی هم مثل شما اینقدر خسته بود که امشب زودتر از شما خوابش برد و من هم همه ی ذهنم پیش شما بود که بابا رو بیدار نکنین که خود جیگرت هم بعد از نیم ساعت بزی کردن خوابت برد
دوستت دارم تک ستاره ی من



وضعیت امن و آرام بعد از مراسم
