گذران زندگی در مهر ماه
پسر کم عسلکم این چد وقته هر کسی برای خودش مشغوله ما هم میگذرونیم خوبیش به اینه که خدارو 1000 مرتبه شکر آروم میگذره این چند روزه خونه ی مامان جونی بودیم چون شنبه شب یه عالمه مهمون داشت و ما م اونجا بودیم تا ساعت 2 نیمه شب شما هم همچنان پا به پای ما بیدار ولی شب قشنگی بود و خیلی خوش گذشت ودیروز هم خونه ی عمو جونی بودیم و کلا درگیر مهمون و مهمونی بودیم اتفاق خاصی هم نیافتاده جز یه چیزی عکس ها و فیلم های شمارو میخواستم سی دی کنم که عکسات سی دی شد غیر از فیلم ها که هر کاری کردم اصلا باز نمیشد که نشون بده خییییییییییییییییلی اعصابم و به هم ریخته بود و در گیرش بودم همش نگران بودم که نکنه پاک بشه و ایر...
نویسنده :
مامان رادینی
16:18





